سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
51
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
در اولين حديث نقل مىكند كه وقتى كه پيامبر رحلت كرد عمر نزد ابو عبيده بن الجراح آمد و گفت « دستت را باز كن تا به تو بيعت كنم زيرا پيامبر تو را امين اين جامعه اعلام كرد » ابو عبيده پاسخ داد : « اى عمر ، من هرگز از زمانى كه تو اسلام را پذيرفتى اين چنين گمراهت نيافتم ، آيا مىخواهى مرا بر امرى وظيفه كنى درحالىكه در ميان شما ، ابو بكر صديق تنها دومين نفر [ در غار ] وجود دارد ؟ » حديث دوم تقريبا همانند اولى است . حديث سوم نمونهء خاصى از برداشت ابن سعد از موضوع است . در اين خبر جملهاى كوتاه از حديث طولانى سه صفحهاى كه توسط ابن اسحاق و ديگران به شكل سخنان عمر در مسجد مدينه گزارش شده است را استخراج كرده . در اين قطعه از ابن سعد چنين مىخوانيم : « ابن سعد گويد ، از عمر شنيدم كه در توصيف بيعت ابو بكر مىگفت ، در ميان شما هيچكس نيست كه مردم خودشان را آنطور كه به ابو بكر وقف كردند ، وقف كنند . » در حديث چهارم ابن سعد بيشتر از اين نمىتواند اعتراضى را كه دربارهء اين مسأله شد ناديده انگارد . ولى حتى اين را به صورت استدلالى له ابو بكر ارائه مىدهد ، وى چنين مىنويسد : « وقتى كه مردم از ابو بكر برگشتند وى گفت چه كسى مىتواند براى اين امر شايستهتر از من باشد ؟ آيا من اولين كسى كه با پيغمبر نماز گزارد نبودم ؟ » سپس اعمال نيكى را كه او همراه با پيامبر انجام داد ذكر مىكند . پنجمين حديث در حقيقت آن حديثى است كه دربارهء قاسم بن محمد ابى بكر ، ( 23 ) نوه ابو بكر به منازعه راجع به سقيفه برمىگردد . اين حديث در هفت سطر نگاشته مىشود . در مابقى حديث راجع به توزيع كالاها بوسيله ابو بكر بحث مىكند . ده حديث ديگر به دشوارى به واقعهء سقيفه مربوط مىشود و عمدتا به فضيلت ، ميانه روى ، سادگى ، فداكارى و تقواى ابو بكر اختصاص مىيابد . دربارهء عملكرد ابن سعد نسبت به سقيفه نيازى به نظريات ديگر نيست . در اينجا توجه به اين نكته كافيست كه پژوهش تاريخى درباره موضوعى با ماهيت بحثانگيز چون سقيفه خارج از محدوده اين كتاب است . با وجود اين ، بر اهميت او به عنوان نويسندهاى قديمى نمىتوان زياد تأكيد كرد . وى يكى از پيشتازترين معتمدين زمان است و بيانگر مكتب بزرگ و